CIVILICA We Respect the Science
(ناشر تخصصی کنفرانسهای کشور / شماره مجوز انتشارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: ۸۹۷۱)

تاثیر تغییرات آب و هوایی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه بر روی تولید گندم ؛ (مطالعه موردی اراضی بلند آب حسنلو واقع در شهرستان ارومیه)

عنوان مقاله: تاثیر تغییرات آب و هوایی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه بر روی تولید گندم ؛ (مطالعه موردی اراضی بلند آب حسنلو واقع در شهرستان ارومیه)
شناسه ملی مقاله: WRM06_210
منتشر شده در ششمین کنفرانس ملی مدیریت منابع آب ایران در سال 1395
مشخصات نویسندگان مقاله:

شیما جلالی - کارشناس ارشد هواشناسی کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
غلامعلی کمالی - کارشناس ارشد هواشناسی کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

خلاصه مقاله:
این پژوهش به بررسی اثر تغییر اقلیم ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه بر روی تولید گندم اراضی حسنلو واقع در شهرستان ارومیه می پردازد. بدین منظور متغیرهای بارش و دما پدیده مورد بررسی قرار گرفت و با انجام آزمون های روند در دو بازه زمانی قبل و بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه ارزیابی شد. سپس با استفاده از مدل لارس تولید داده های آینده در مقیاس روز با به کارگیری مدل های گردش عمومی و تحت سناریوهای انتشار، پارامترهای بارش ، دمای حداقل و حداکثر و ساعت آفتابی برای سال های 2030-2011 پیش بینی گردید. به منظور روندیابی متغیرهای اقلیمی ، پیش بینی در دو بازه زمانی 2000-1965 و 2008-2001 انجام شد. برای پیش بینی رشد و تولید محصول زراعی گندم از مدل Sucros با بکارگیری ماده خشک، مراحل فنولوژی، عملکرد و اطلاعات روزانه اقلیمی روزانه شبیه سازی شد. در ادامه مراحل رشد که خود تابعی از دما است محاسبه و توزیع ماده خشک بین اندام ها بر اساس مراحل رشد فنولوژیکی تعیین گردید. نتایج نشان داد مدل لارس در شبیه سازی از قابلیت نسبتا خوبی برخودار بود. همچنین با توجه به نتایج آزمون RMSE تغییرات بارش از روند معناداری برخوردار نبوده ولی دما وساعت آفتابی دارای روند یکسان بوده و می توان ادعا کرد که داده های اقلیمی پیش بینی شده توسط مدل لارس در دو بازه زمانی قبل و بعد از شروع خشک شدن دریاچه ارومیه ازروند یکسان برخوردار هستند . همچنین تحلیل نتایج پیش بینی عملکرد گندم مدل سوکروز با روش شبیه سازی در هر دوبازه زمانی مذکور نشان داد عملکرد تولیدی که طی این دو روش محاسبه می شود از روند معنا داری برخوردار است که تقریبا از خط نیمساز عبور می کند، لذا میتوان گفت در پیش بینی عملکرد محصول نمی توان عاملی به نام تغییر اقلیم را موثر دانست.آنچه مشهود است این است که برای یک تاریخ کشت کاهش عملکرد در دوره آتی تفاوت معناداری با دوره پایه ندارد.البته این نکته حایز اهمیت است که کوتاه شدن دوره رشد و دریافت کمتر انرژی تابشی ،کاهش عملکرد پتانسیل را در آینده در پی خواهد داشت که در اینجا مورد مطالعه واقع نشده است. همچنین نتایج شاخص سطح برگ برای سناریوی اقلیمی 2030-2011 با توجه به شبیه سازی داده های اقلیمی مورد نیاز مدل سوکروز با دو روش شبیه سازی از روی دادههای 2000-1965 (قبل از شروع کاهش سطح دریاچه) و داده های 2008-2001 (بعد از شروع کاهش سطح دریاچه) نشان داد که هر دو منحنی مذکور با تفاوت بسیار اندک بر هم منطبق هستند وتفاوت آنها با منحنی شاخص سطح برگ سالهای گذشته موید این مطلب است که در سالهای گذشته با بالا بودن شاخص سطح برگ میزان دریافت انرژی نیز افزایش می یابد و این مطلب نیز مثبت بودن شیب عملکرد را به گونه ای دیگر توجیه و بیانگر نزولی بودن شیب در سالهای بعدی میباشد. نتایج آنالیز وزن ریشه و وزن ساقه برای سناریوی اقلیمی 2030-2011 با استفاده از مدل سوکروز و نتایج تجزیه رگرسیون موید رابطه مثبت و معنی دار میان نسبت وزن ریشه به وزن ساقه در مقابل وزن ریشه وجود دارد و این نشان دهنده کاهش عملکرد پتانسیل محصول گندم طی سالهای آتی می باشد، چراکه بیشتر انرژی صرف توسعه ریشه شده است.

کلمات کلیدی:
تغییر اقلیم، مدل سوکرز، دریاچه ارومیه، مدل لارس

صفحه اختصاصی مقاله و دریافت فایل کامل: https://civilica.com/doc/559166/